دلداده بی معشوق

دل من حالش خوشه اصلا بلد نیست بگیره ، ولی خیلی تنگ می شه گاهی می ترسم بمیره...

دلداده بی معشوق

دل من حالش خوشه اصلا بلد نیست بگیره ، ولی خیلی تنگ می شه گاهی می ترسم بمیره...

تنها امید زندگی اش انتظار توست

امشب دلم گرفته و در انحصار توست

پرواز آخرین غزلم در مدار توست



من دارم از تمام جهان دست می کشم

اما دلم هنوز کمی بی قرار توست



آبادی همیشه ازان کلاغ ها

گاهی به فکر دیدن فصل بهار توست



مثل هوای درهم یک اتفاق بد

یک تک درخت خسته که بی برگ و بار توست



محتاج لطف یک تبر مست می شود

تا بشکند هرآنچه که بی اعتبار توست



در یاد داشته باش کسی تا ابد هنوز

تنها امید زندگی اش انتظار توست